آوریل 1917 – سپتامبر 1918
وزارت خزانهداری ایالات متحده و فدرال رزرو، تحت رهبری ویلیام مکآدو (William McAdoo) که همزمان مدیریت هر دو نهاد را بر عهده داشت، برای تأمین مالی جنگ جهانی اول متحد شدند.
«هر جنگ بزرگی الزاماً باید یک جنبش مردمی باشد. جنگ چیزی شبیه به یک جنگ صلیبی است؛ و مانند همه جنگهای صلیبی، بر موجی قدرتمند از رمانتیسیسم پیش میرود.»
– ویلیام گیبس مکآدو
پیشزمینه: آغاز جنگ جهانی اول و شکلگیری فدرال رزرو
جنگ جهانی اول در سال 1914 در اروپا آغاز شد؛ همان سالی که نظام فدرال رزرو نیز تأسیس شد. در سه سال نخست، یعنی پیش از ورود ایالات متحده به جنگ، فدرال رزرو سازماندهی خود را کامل کرده بود و آماده بود نقشی کلیدی در تأمین مالی این جنگ ایفا کند.
جنگها پرهزینهاند و مانند هر فعالیت دولتی، باید از طریق ترکیبی از مالیات، استقراض و چاپ پول تأمین شوند. در این جنگ، دولت فدرال ایالات متحده متکی بر ترکیبی بود که یکسوم آن از طریق مالیاتهای جدید و دوسوم آن از طریق استقراض از عموم مردم تأمین شد. پول جدید بسیار اندکی چاپ شد.
این تلاش برای استقراض تحت عنوان وام آزادی (Liberty Loan) شناخته شد و از طریق فروش اوراق قرضه آزادی (Liberty Bonds) عملیاتی گردید. این اوراق توسط خزانهداری منتشر شدند، اما فروش آنها توسط فدرال رزرو و بانکهای عضو آن انجام گرفت.
نقش خزانهداری و فدرال رزرو در ساختار حکومتی
به طور معمول، وزیر خزانهداری برنامهای برای تأمین مالی جنگ پیشنهاد میدهد و با کنگره همکاری میکند تا قوانین لازم به تصویب برسند؛ در حالی که فدرال رزرو با استقلال قابلتوجهی از قوه مجریه و مقننه عمل میکند. اما جنگ جهانی اول شرایطی متفاوت رقم زد: خزانهداری و فدرال رزرو تحت رهبری واحد مکآدو، در طراحی و اجرای برنامه مالی جنگ متحد شدند.
در زمان تدوین ساختار فدرال رزرو، ترکیب هیئت مدیره و حتی وجود یک نهاد مرکزی موضوعی بحثبرانگیز بود. «کارتر گلس» رئیس کمیته بانکداری مجلس نمایندگان مخالف ایجاد یک هیئت مرکزی هماهنگکننده بود. اما «وودرو ویلسون» رئیسجمهور بر ایجاد یک نهاد عمومی با قدرت نظارتی اصرار داشت.
نتیجه یک مصالحه بود: هیئتی متشکل از هفت عضو در واشنگتن تشکیل شد که وزیر خزانهداری به طور پیشفرض رئیس آن بود. سایر اعضا شامل خزانهدار ارز و پنج عضو منصوب رئیسجمهور با تأیید سنا بودند. در عمل، مکآدو هم رئیس خزانهداری و هم رئیس فدرال رزرو شد.
چالش تأمین مالی جنگ
هنگامی که ایالات متحده در آوریل 1917 وارد جنگ شد، اقتصاد کشور در ظرفیت کامل کار میکرد. بنابراین، تأمین نیازهای جنگی تنها با فداکاری مردم و کاهش مصرف ممکن بود. مکآدو بهخوبی این واقعیت را درک میکرد و در همان ابتدای جنگ خطاب به مردم گفت:
«باید آماده باشیم که از راحتیهای شخصی، آسایش فردی، بخشی از داراییمان—و اگر لازم باشد، حتی از جانمان—بگذریم تا از پسران شجاعمان که برای ما به میدان جنگ میروند حمایت کنیم.»
اما پرسش کلیدی این بود: هزینه جنگ چگونه پرداخت شود؟ مالیات؟ استقراض؟ یا چاپ پول؟
چرا چاپ پول کنار گذاشته شد؟

مکآدو قاطعانه مخالف چاپ پول بود. تجربه انتشار «اسکناسهای سبز (Greenbacks)» در دوران جنگ داخلی نشان داده بود که پول بدون پشتوانه باعث تورم و تضعیف اعتماد عمومی به پول جدید یعنی اسکناس فدرال رزرو خواهد شد.
او همچنین معتقد بود که چاپ پول هزینههای جنگ را از دید مردم پنهان میکند، در حالی که جنگ باید بهعنوان یک جنبش مردمی و فداکارانه درک شود.
ترکیب مالیات و استقراض
ابتدا قرار بود هزینه جنگ به صورت نصف از مالیات و نصف از استقراض تأمین شود. مالیاتها بهطور مستقیم مصرف را کاهش میدادند و امکان داشت متناسب با درآمد، بار مالیاتی عادلانه توزیع شود.
به خواست ویلسون و دموکراتها، ساختار مالیاتی بسیار تصاعدی شد: ثروتمندان بیشترین سهم را پرداختند و فقرا معاف شدند. نرخ مالیات بر درآمد در بالاترین سطح به 77 درصد برای درآمدهای بالای یک میلیون دلار رسید.
اما بهزودی مشخص شد که حتی با این نرخهای بالا، مالیات تنها میتواند یکسوم هزینهها را پوشش دهد. بنابراین، مکآدو تصمیم گرفت دوسوم بودجه از طریق استقراض عمومی تأمین شود.
طراحی اوراق قرضه آزادی
چرا نرخ بهره پایین ماند؟
مکآدو به شدت با نرخهای بهره بالا مخالف بود. او معتقد بود نرخ بالا نشانه ضعف است و تنها به ثروتمندان سود میرساند. بنابراین نرخ اوراق را همسطح یا کمی پایینتر از بازار تعیین کرد.
سه رکن طرح «Liberty Loan»
- آموزش عمومی درباره اوراق قرضه و اهداف جنگ.
- فراخوان میهنپرستانه به همه مردم برای کاهش مصرف و خرید اوراق.
- استفاده از نیروی داوطلب برای فروش اوراق بدون هزینههای کارگزاری یا کمیسیون.
جذابیت مردمی اوراق
خرید اوراق آزادی به یک نماد میهنپرستی تبدیل شد. خریداران دکمهها و برچسبهایی دریافت میکردند تا نشان دهند از جنگ حمایت میکنند.
طرح قسطی و اوراق خرد
برای اینکه حتی فقیرترین مردم هم بتوانند مشارکت کنند، مکآدو طرحی با تمبرهای پسانداز جنگ (War Thrift Stamps) معرفی کرد. این تمبرها با قیمت 25 سنت فروخته میشدند و در نهایت میتوانستند به اوراق 50 دلاری تبدیل شوند.
کمپینهای موفق اوراق آزادی
- کمپین اول (آوریل 1917): اوراق 2 میلیارد دلاری با سود 3.5٪ → 50٪ بیش از حد تقاضا شد.
- کمپین دوم (نوامبر 1917): 3 میلیارد دلار با نرخ 4٪.
- کمپین سوم (آوریل 1918): 3 میلیارد دلار با نرخ 4.25٪.
- کمپین چهارم (اکتبر 1918): 6 میلیارد دلار با نرخ 4.25٪.
- کمپین پنجم (پس از جنگ – Victory Loan): نیز موفقیتآمیز بود.
تبلیغات و پروپاگاندا
این کمپینها با بزرگترین تلاش تبلیغاتی تاریخ آمریکا تا آن زمان همراه بودند:
- 11 هزار بیلبورد و تبلیغات رایگان در 3200 شهر.
- 60 هزار زن داوطلب برای فروش اوراق.
- مشارکت چهرههای مشهور مانند چارلی چاپلین، مری پیکفورد و داگلاس فربنکس.
- پوسترها، بروشورها، نمایشهای خیابانی و شعارهایی مثل:
- «اگر نمیتوانی بجنگی، سرمایهگذاری کن.»
- «بمبهای آلمانی را از خانهات دور نگه دار.»
- «بابای من اوراق خرید، بابای تو چی؟»
نتایج و میراث تاریخی
- بیش از 20 میلیون نفر (از مجموع 24 میلیون خانوار آمریکایی) اوراق خریدند.
- جمعاً بیش از 17 میلیارد دلار از طریق اوراق و 8.8 میلیارد دلار از طریق مالیات جمعآوری شد.
- نسبت نهایی: دوسوم از اوراق – یکسوم از مالیات.
- نرخ پسانداز خانوارها در طول جنگ بهطور چشمگیری افزایش یافت و پس از جنگ به سطح عادی بازگشت.
این تجربه، مشروعیت کسری بودجه و استقراض دولتی در شرایط اضطراری را تثبیت کرد و الگویی برای سیاستهای اقتصادی آینده شد.
در صورتی که به “تاریخ پیش از تشکیل فد” هم علاقه مند هستید، مطالب این دسته بندی به شما پیشنهاد میشه.